ویروس استفاده مسابقه دریافت برنامه

ویروس: استفاده مسابقه دریافت برنامه آمریکا پروژه پرواز بنزین برنامه

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری فشار می آوردندکه زن اخبار نگوید/ پاسخ امام به درخواست ترور خانواده محمدرضا پهلوی ، محمدهاشمی

فرداي روزي كه انقلاب اسلامي ٥٧ به پيروزي رسيد گروه هاي انقلابي از هر جريان و سليقه فكري به اين مي انديشيدند كه هر چه سریعتر ديدگاه هاي انقلابي ارزش را در تمامي

فشار می آوردندکه زن اخبار نگوید/ پاسخ امام به درخواست ترور خانواده محمدرضا پهلوی ، محمدهاشمی

محمدهاشمی: فشار می آوردندکه زن اخبار نگوید/پاسخ امام به درخواست ترور خانواده محمدرضا پهلوی

عبارات مهم : سريال

فرداي روزي كه انقلاب اسلامي ٥٧ به پيروزي رسيد گروه هاي انقلابي از هر جريان و سليقه فكري به اين مي انديشيدند كه هر چه سریعتر ديدگاه هاي انقلابي ارزش را در تمامي دستگاه هاي كشور پياده كنند. صدا و سيما يكي از همان تشكيلاتي بود كه بايد انقلابي اداره مي شد. چنان كه به گفته محمد هاشمي رفسنجاني نزديك به سه هزار نفر از صدا و سيما تصفيه شده است بودند تا اداره تلويزيون در آن روزهاي پرمخاطره دچار مشكل نشود. ولی از آرزوی بزرگ تا عمل و از آرزوی بزرگ تا واقعيت راه درازي در پيش بود و هست.

فشار می آوردندکه زن اخبار نگوید/ پاسخ امام به درخواست ترور خانواده محمدرضا پهلوی ، محمدهاشمی

تكثر ديدگاه هاي حاكم بر جامعه، خرده فرهنگ هاي رايج در گوشه گوشه كشور و تغييرات پر شتاب سياسي و اجتماعي كار اداره صدا و سيما را پيچيده كرده بود. با اين حالا صدا و سيماي جمهوري اسلامي در اين چهار دهه بعد از انقلاب كوشش كرده كه مبلغ گفتماني باشد كه بر اثر ترويج آن مخاطبان با «آرمان هاي انقلاب» و «ويژگي هاي جامعه ديني» آشنا شوند. در طول سال هاي گذشته نوع مواجهه تلويزيون با رويدادهاي كشور همواره با نقدهايي از سوي فعالان سياسي، اجتماعي و اقشار متفاوت روبه رو بوده و هر بار هم صدا و سيما سعي كرده خودش را مبرا از اشتباه نشان دهد. اعتراض هاي اخير كه در چند شهر كشور روي داد صدا و سيما شيوه اي را براي پوشش اخبار اين اتفاقات در پيش گرفت كه مورد پسند افكار عمومي نبود.

فعالان شبكه هاي اجتماعي نسبت به آنچه «خبر رساني يك طرفه»، «ناديده گرفتن واقعيت» و… ناميده شده است بود نقدهاي جدي مطرح كردند و بار ديگر اين پرسش پيش آمد كه آيا صدا و سيما به عنوان رسانه اي ملي رويكردي متعادل و متوازن را در خبررساني و تحليل وقايع در پيش گرفته و مي گيرد؟ و آيا سياست هاي اين رسانه چقدر با ادعاي «ملي بودن» اين رسانه همخواني دارد؟ براي تحليل عملكرد صدا و سيما و بررسي پيشينه رويكردهاي اين شرکت بعد از انقلاب تاكنون به سراغ محمد هاشمي رفسنجاني رفتيم كه اولين دوره رياست بلندمدت صدا و سيما را از ابتداي دهه ٦٠ تا ابتداي دهه ٧٠ بر عهده داشته هست. هاشمي با برشمردن دشواري هاي مديريت صدا و سيما در ايام انقلاب، از نگاه منعطف امام خميني (ره) در پيشبرد كارهاي صدا و سيما به عنوان بزرگ ترين مزيت آن دوران ياد كرد. او در عين حال اعتقاد است كه صدا و سيما بعدا با تغيير رويكرد، خلاف نظر امام عمل كرد.

فرداي روزي كه انقلاب اسلامي ٥٧ به پيروزي رسيد گروه هاي انقلابي از هر جريان و سليقه فكري به اين مي انديشيدند كه هر چه سریعتر ديدگاه هاي انقلابي ارزش را در تمامي

به جز چند دوره مديريتي كوتاه بعد از انقلاب، شما اولين رييس شرکت صدا و سيما هستيد كه در دوره اي بلندمدت رياست شرکت را بر عهده داشتيد. به نظر شما شرکت صدا و سيما با دوره مديريت شما از نظر سياست هاي حاكم بر شرکت چه تفاوت هايي كرده است؟

به عنوان مقدمه نكته اي نيازمند توجه است اينكه عملكرد هر دستگاهي را بايد در بستر زماني خودش بررسي كرد. بنابراين شرايط صدا و سيما و كشور در سال ٦٠ با شرايط كشور در سال ٩٦ خيلي تفاوت دارد. نيازها، خطرها، شرايط و ضرورت ها متفاوت هست. دوره مديريت قبل از من طولاني نبود. ٣٠ ماه از انقلاب گذشته بود كه من رفتم صدا و سيما و هشتمين رييس يا سرپرست بعد از انقلاب بودم. از اين ٣٠ ماه ٩ ماه اول صادق قطب زاده مسووليت داشت و در ٢١ ماه باقيمانده نفرات متعددي عوض شده است بودند. از جمله آقاي علي لاريجاني كه يك ماه تحمل كرده بود و رفته بود.

دوره هاي كوتاه مديريتي اوايل انقلاب ناشي از فشارها و انتظارات نيروهاي انقلابي از صدا و سيما بود؟

بله! اداره صدا و سيما با تركيبي كه شرکت قبل از پيروزي انقلاب داشت و با تصفيه هايي كه انجام شده است بود كار دشواري بود. در ميان شرکت هاي دولتي به نظرم بيشترين تصفيه در شرکت صدا و سيما شده است بود. من كه به آنجا رفتم گفتند حدود سه هزار نفر از شرکت پاكسازي شده است اند. حالا چه خودشان رفته بودند و چه اخراج شده است بودند.

فشار می آوردندکه زن اخبار نگوید/ پاسخ امام به درخواست ترور خانواده محمدرضا پهلوی ، محمدهاشمی

به هر حال از جمعيت ١١ هزار نفري سه هزار نفر از شرکت جدا شده است بودند. خب اين نشان مي دهد در هيچ تشكيلاتي به اين نسبت ريزش نيرو نداشتيم. جاي اين افراد نيروهايي كه تازه آمده بودند وابسته به جريان هاي فكري متفاوت بودند. چپ، مجاهد، توده اي، منافق و… شبكه حزب توده كه بعدا با همكاري بخش معاونت اطلاعاتي نخست وزيري شناسايي شدند؛ ٥٢ نفر بودند. روابط اين شبكه به گونه اي در قالب تيم هاي چهار نفره طراحي شده است بود كه فقط رابط ها همديگر را مي شناختند و ديگران يكديگر را نمي شناختند. بخش هاي پخش، فني، خبر و جاهاي كليدي صدا و سيما را شناسايي كرده بودند كه اگر درخواست کردند روزي برنامه داشته باشند صدا و سيما در اختيارشان باشد. خب اين يكي از پرسشها آن روزها بود. از طرف ديگر توقعات مردم هم زياد بود. تصور مي كردند حالا كه انقلاب شده است تلويزيون بايد مثل مسجد دايم برنامه مذهبي داشته باشد.

شما چگونه اين چالش ها را از سر مي گذرانديد؟

فرداي روزي كه انقلاب اسلامي ٥٧ به پيروزي رسيد گروه هاي انقلابي از هر جريان و سليقه فكري به اين مي انديشيدند كه هر چه سریعتر ديدگاه هاي انقلابي ارزش را در تمامي

خب شرايط خيلي سخت بود ولی من سعي مي كردم دايما جلسه داشته باشيم و توضيح بدهم. به عنوان نمونه راجع به مخالفت هايي كه با موسيقي مي شد، رفتم با علما و مراجع در قم و پایتخت کشور عزیزمان ایران صحبت كردم. برخي از آقايان مراجع مدادي كه در دست داشتند را روي ميز جلوي ارزش مي زدند و مي گفتند همين صوتي كه از زدن مداد روي ميز حادث مي شود هم حرام هست. برخي هم بودند كه مي گفتند شما براي اينكه بهتر با خدا ارتباط برقرار كنيد به موسيقي گوش كنيد. اختلاف برداشت ها اينقدر زياد بود. ولی حضرت امام، مرحوم آقاي منتظري و ديگراني بودند كه نگاه متفاوتي داشتند. فضاي جامعه به شدت ملتهب بود. به عنوان نمونه به ما مي گفتند آیا ورزش فوتبال را پخش مي كنيد اين جوان ها شورت پاي ارزش است و خوب نيست. يا مي گفتند پخش مسابقه هاي كشتي و وزنه برداري خيلي براي خانواده ها بد است و آیا اينها را پخش مي كنيد. يعني بسياري از موارد كه امروز عادي است و كسي روي ارزش حساسيت ندارد آن وقت به عنوان مشكل مطرح بود.

عده اي از مراجع حتي مارش قبل از اخبار را مي بستند و مي گفتند حرام هست. بنابراين توقع از صدا و سيما بسيار اوج بود و امكانات هم بسيار كم. در دوره مديريت من كه همزمان با دوره جنگ بود توقعات ديگري هم از صدا و سيما شكل گرفته بود و خانواده هاي شهدا و رزمندگان هم توقع خاص خودشان را داشتند. شرايط پيچيده اي بود ولی امتياز بزرگ من اين بود كه حضرت امام با مشورت هاي ارزش كاملا حمايت و مواظبت مي كردند. به عنوان نمونه اگر برنامه اي به نظرشان مناسب نبود امام به من تذكر مي دادند. از طرف ديگر در برابر هجمه هايي كه عليه من يا به صدا و سيما مي شد امام به مناسبت هاي متفاوت اظهارنظر مي كردند كه معنايش حمايت از ما بود و مشكل كلا حل مي شد.

فشار می آوردندکه زن اخبار نگوید/ پاسخ امام به درخواست ترور خانواده محمدرضا پهلوی ، محمدهاشمی

براي مثال در چه مواردي دخالت ايشان باعث شد كه شما بتوانيد كار خودتان را انجام دهيد؟

مثلا به ما فشار مي آوردند كه آیا تا وقتي مردان هستند از زنان براي گويندگي خبر استفاده مي كنيد؟ به عنوان نمونه فشار مي آوردند كه ما از زن مريم رياضي كه از گوينده هاي خبر قبل از انقلاب بود و بسيار هم گوينده اي قوي و مسلط بود، استفاده نكنيم. تماس هاي فراواني مي گرفتند كه بايد مردان خبر بخوانند. تلفن باران شده است بوديم. رفتم خدمت امام و اين مشكل را در ميان گذاشتم.

ايشان پرسيد كه شما به منتقدان چه جوابي داده ايد؟ توضيح دادم كه به منتقدان گفته ام چون ما جنگ داريم مردان بايد بروند جبهه. امام تبسمي كردند. يك هفته بعد مراسمي بود كه امام پيام داشتند مرحوم احمد آقا با من تماس گرفتند و پرسيدند شيفت كاري زن مريم رياضي چه زماني است و تاكيد كردند كه پيام امام را زن رياضي بخواند. در حالي كه قبل از آن پيام ها را يا آقاي توسلي مي خواند يا احمد مي خواند يا افراد ديگر. اين بار ولی امام اصرار كرده بودند كه زن رياضي پيام را بخواند. خب وقتي ما پيام امام را داديم ايشان خواند ديگر مخالفت ها تمام شد.

تعدد اين پرسشها زياد بود. هر هفته مساله اي پيش مي آمد كه بايد برايش چاره اي مي انديشيدم. حضرت امام هشت سال از دوره مديريت من در قيد حيات بودند و در همين مدت توانستيم آن مواردي را كه برايش تعريف خاصي در چارچوب پرسشها ديني وجود نداشت، ضابطه مند كنيم. بنابراين تلويزيون و راديو از بلاتكليفي و اعمال سليقه شخصي خارج شد.

در جريان اين چارچوب مند شدن رويه ها، امام چه انتظاراتي را از صدا و سيما مطرح كردند؟ مي خواهم بدانم آنچه به عنوان خطوط قرمز صدا و سيما مدنظر ايشان بوده مشمول بر چه مواردي است؟

بر اساس توصيه حضرت امام وظيفه اصلي ما اين بود كه اولا برنامه هاي مان آموزنده باشد و بدآموزي نداشته باشد. ثانيا تبيين كننده ارزش هاي اسلامي باشد. ثالثا جنبه هدايت گري داشته باشد. يعني وقتي كسي براي آن برنامه وقت مي گذارد احساس نكند وقتش تلف شده است هست. رابعا مردمي باشد.

يعني مخاطب ما مردم باشند و به گروه هاي سياسي وابسته نباشيم. حضرت امام مي فرمودند صدا سيما شركت سهامي نيست بلكه متعلق به مردم هست. خامسا پرسشها مردم به طور دقيق در صدا و سيما منعكس شود. نه دستگاه ها تخريب شوند و نه كمبودها ناديده گرفته شود. ضمن اينكه به ارايه راهكار هم توجه داشته باشيم. اينها بيشتر مورد تاكيد ايشان بود و ما سعي كرديم ضوابط اداري صدا و سيما را به لحاظ هنري، سياسي و اجتماعي در همين چارچوب تعريف كنيم.

آقاي هاشمي! يكي از راهبردهاي صدا و سيما در طول چهار دهه گذشته توجه به ساخت برنامه هاي تاريخي بوده هست. به عنوان نمونه سريال هاي متعددي با اشاره به دوره پهلوي ساخته شده است هست. به نظر شما چقدر اين برنامه ها در ترسيم فضاي واقعي قبل از انقلاب و وي‍ژگي هاي نظام شاهنشاهي موفق بوده اند. به نظر مي رسد ساخت اين حجم از برنامه ها نتيجه دلخواه مديران شرکت را در پي نداشته است؟

در دوره مديريت ما، فقط به تصوير كردن جنايات نظام شاهنشاهي بسنده نمي كرديم. ما بيشتر تمركزمان بر معرفي نظام هاي حامي شاهنشاهي بود. يعني بحث امريكا و اسراييل براي ما بحث اساسي بود. البته نظام پهلوي هم مد نظرمان بود. به تفاوت هاي پدر و پسر هم در مواردي پرداخته مي شد. ولی نظام پهلوي به عنوان يك زائده مطرح بود نه اصل. به نظر من همين امروز حتي جوان هاي كم سن و سال هم نسبت به استكبار يعني امريكا و حتي شوروي -از گذشته تاكنون- حساسيت دارند. يعني كه مجموعه رسانه هاي كشور موفق شدند از اين جهت فرهنگسازي انجام دهند. دليلش اين است مردم خودشان جنايات استكبار را لمس كردند.

در جنگ هشت ساله تعداد زيادي از جوانان اين كشور شهيد و جانباز شدند و مردم با وجود خودشان اين جنايت را درك مي كردند يا به عنوان نمونه وقتي منافقين ١٧ هزار نفر را ترور كردند خب اين ترورها را مردم مي ديدند و از نزديك لمس مي كردند اصلا نيازي نبود كه ما برنامه خاصي هم توليد كنيم. نكاتي ملموس بود در زندگي مردم اين را رسانه ها وقتي كار مي كردند درك مي شد و به يك فرهنگ تبديل مي شد. ولی به عنوان نمونه رضاخان در كارنامه عملي اش اين است كه خط آهن را براي خدمت به انگلستان كشيده هست. خب اين يك كار عمراني است كه مردم تا همين امروز هم دارند از آن استفاده مي كنند حالا اگر ما بگوييم اين با نشانه خدمت به انگلستان بوده يا جنايت بوده كسي اين حرف را قبول نمي كند. يعني تفاوت راه آهن با تروريسم يا جنگ تحميلي آن را مي بيند. ما اين نوع تناقض ها را با دوستان مطرح مي كرديم مي گفتيم در برنامه سازي به گونه اي كار كنيم كه براي مردم ملموس باشد. در سريال ها مي گفتيم سريالي موفق است كه مخاطب فضاي آن را درك كند و بتواند با آن ارتباط برقرار كند.

از دوره مديريت شما چند سريال خيلي خوب به خاطر مردم مانده. كوچك جنگلي، سربداران، سلطان و شبان و اشك تمساح و… كارگردان هاي خوب و بازيگرهاي خوب و… به نظر مي رسد ديگر تكرار نشد.

نه تنها تكرار نشد بلكه كساني كه شهادت مي دهند كاري كه در دوره ما براي سريال سازي خصوصا سريال هاي تاريخي انجام شد قبل از انقلاب هم نظير نداشت.

شما براي سريال سازي ها چه اصولي را مدنظر قرار مي داديد؟

موضوعات را تقسيم بندي كرديم. اولويت ها را مشخص كرديم. سه چهار سرفصل را گزینش كرديم. از تاريخ صدر اسلام و بعد تاريخ معاصر. كه مردم را با تاريخ آشنا كنيم. وقتي هم مي خواستيم سريال را بسازيم گروه هاي مطالعاتي مطالعه مي كردند متن را تهيه مي كردند مي آوردند در شورايي مطرح مي شد همزمان استادان دانشگاه و پژوهشگران هم آن متن را نقد كنند بعد از آن متن نهايي را مي فرستاديم كه تبديل به سناريو شود. بعد از تصويب سناريو هم مي داديم به واحد هنري براي دكوپاژ. بنابراين متخصصان متفاوت را درگير مي كرديم كه اين كاري كه برايش هزينه مي كنيم كار حتي المقدور كم عيب و نقص باشد. ما نمي خواستيم به عنوان نمونه در سريال هاي تاريخي شعاري واکنش‌ها كنيم.

براي سريال امام علي(ع) خيلي وقت گذاشتيم. حتي سريال امام حسن هم كه بعدا پخش شد متن و سناريو در دوره ما تهيه شده است بود. آن موقع مثل الان رسانه هاي ديگري نبودند. خيلي كم بودند. به عنوان نمونه ما در نقاط مرزي مان شبكه هاي كشورهاي مجاور دريافت مي شد. فضاي مجازي نبود. ماهواره اي هم نبود. بنابراين از يك طرف تلويزيون مي ديدند يك چيزي دارد و بعد هم خودمان هم وظيفه مي دانستيم كه كار با كيفيت انجام دهيم. زماني كه من مسوول بودم از نظر فني ما ماهواره نداشتيم روي ماكرويو بوديم. در وقت قبل از انقلاب شبكه دو ٣٥ درصد بود و شبكه يك ٦٠ درصد بود. ماهواره اجاره كرديم و برنامه هاي مان را مي داديم روي ماهواره.

آقاي لاريجاني كه آمدند با مجلس و اينها به اين جمع بندي رسيدند كه كانال ها را راه اندازي كنند. در دوره من پوشش شبكه يك و دو را افزايش داديم و شبكه سه را هم آخرهای حضورم در سال ٧٢ با نشانه پخش برنامه براي جوانان و برنامه هاي ورزشي تاسيس كرديم. آقاي لاريجاني كه آمد شروع كردند و شبكه ها را زياد كردند. زياد كردن شبكه بدون محتوا كه فايده ندارد. بنابراين به اندازه شبكه ها نيرو نداشتند يك برنامه را در چند شبكه پخش مي كردند و در همان شبكه هم سه بار تكرار مي كردند. فكر كردند با افزايش كمي مي توانند پاسخگو باشند. از آن طرف هم ماهواره وارد شد اينها در مشكل گير كردند كه اگر بخواهيم مخاطب داشته باشيم آقاي لاريجاني مي گفت ما بين بد و بدتر بد را گزینش كرديم اگر اين را پخش نكنيم مي روند شبكه هاي خارجي را مي بينند. ولي ما در دوره خودمان مي گفتيم نبايد برنامه اي كه كيفيت ندارد يا ضد فرهنگي است را پخش كنيم. ما برنامه اي كه مورد تاييدمان باشد را پخش مي كنيم. گاهي در ماشين كه مي رفتم راديو روشن مي كردم، گاهي وقتي مي ديدم يك برنامه اي روي آنتن است هر طور بود تماس مي گرفتم مي گفتم برنامه را قطع كنيد.

بعد از شما هم سريال تاريخي ساخته شد. به عنوان نمونه سريال معماي شاه كه تصويرهاي تيپيكال را ارايه مي داد كه تمام سياه و سفيد. صورت كاريكاتوري از انقلاب ارايه مي داد. چقدر قبول داريد؟

من هم اتفاقا به سريال معماي شاه نقد داشتم. منتها خيلي از حوادث كه نقل مي شد اغراق ها تاثير منفي مي گذاشت راجع به اشرف و نحوه ارتباط ارزش يا عبدالكريم ايادي در اين حدي كه سريال نشان مي داد همه كاره شاه بوده، به اين شكل نبوده هست. به نظر من هم اين نوع نگاه اثر منفي داشت. برنامه هويت كه در دوره لاريجاني ساخته شد خيلي واقع بينانه نبود. چون يك عده را مي درخواست کردند بزنند خراب كنند، آن برنامه را ساختند. ما نمي گوييم همه با يك كيفيت انقلابي بوده اند ولی يك جامعه نبايد خودش را نفي كند. ما سعي مي كرديم در عين اختلاف نظر اين كار را نكنيم. همان دوره ما در صدا و سيما بسياري از نيروها به جريان هاي فكري وابسته بودند. اشاره كردم. رفتم خدمت امام گفتم ما با اين گروه ها چه كار كنيم، ايشان فرمودند به ايشان بگوييد داشتن ايده و عقيده اشكال ندارد ولی اعمال ايده شخصي در تلويزيون و راديو ممنوع است و به ما هم فرمودند كه نبايد اين اتفاق بيفتد. ما به عنوان كارمند مي توانيم چپ باشيم يا راست باشيم. ولی در برنامه هاي صدا و سيما بخواهيد اعمال نظر كنيد اشتباه هست. بايد مديريت جلويش را بگيريد. اتفاقي كه بعد از من افتاد دقيقا عكس نظر امام بود. ما نمي گذاشتيم هر كسي مطابق با ميل شخصي اش برنامه بسازد. برنامه در شورا تصويب مي شد و همان مي رفت روي آنتن.

در دوره شما بخش هاي خبري با همين نگاه توليد مي شدند؟ چون الان مي بينيم كه معاونت سياسي صدا و سيما براي خودش از يك قدرت و دايره نفوذ خاصي برخوردار است.

بله. ولی الان مي بينيم برنامه هاي صدا و سيما برنامه هاي سياسي، ميزگردها و خبرها و مواردي هستند كه ناشي از اعمال نظر يك جناح است كه وسيع هم نيستند. يك گروه اقليت هستند كه حالا به هر دليلي به اين قدرت دست پيدا كرده اند. راجع به برنامه هاي فرهنگي چون تعدد شبكه ها زياد شده است است ديگر كنترل كيفي پايين آمده هست. برنامه اي كه توليد مي شود هر مشكلي كه داشته باشد خيلي شايد دقت نظر شود. نمي دانم سال گذشته بود يا سال قبل از آن برنامه هاي سال تحويل را مي ديدم، هر شبكه اي را كه زدم از پوشش و نوع ادبيات مجري متعجب مي شدم. ادبيات به قول معروف روحوضي و سبك كه در شأن مردم و آيين نوروز نيست. خب مي خواهد برنامه شاد بسازد ولی نمي داند چگونه. نمي داند كه به عنوان نمونه برنامه شاد با جلف پوشيدن و با جلف حرف زدن متفاوت هست. مردمي كه جلوي تلويزيون مي نشينند صاحب دانش و فرهنگند و نبايد دست كم گرفته شوند.

به نظر شما آیا مستندهاي توليدي تاريخي در شبكه هايي مانند بي بي سي قابل باور است و از اطلاعات آن شگفت زده مي شويم. ولی كارهاي خودمان قوت مورد نیاز را ندارد؟

ما در اين نوع كارها ضعيف هستيم. البته آنها از همين آرشيو ما هم استفاده كرده اند ولی خب قوي عمل مي كنند. من اين ضعف را بيشتر متوجه همين نگاه سياسي در صدا و سيما مي دانم. به عنوان نمونه مي بينيم كه آيت الله هاشمي در برنامه هاي دهه فجر غايب هست. آيا آقاي هاشمي نقشي در انقلاب نداشته؟ هفته جنگ ايشان فرمانده جنگ بوده. نه اسمي از ايشان است نه عكسي. وقتي اين نوع پرسشها مي آيد در كار نتيجه اين طور مي شود. من يك خاطره اي از امام دارم راجع به فرح و فرزند هايش. شاه را مصر دفن كردند خانواده اش مي آمدند در مناسبت ها سر قبر او. يك فردي آمد به من گفت اگر امام اجازه دهند دفعه بعد كه مي آيند سر قبر اينها را بكشم. فرزند هاي صغير هم داشتند. من رفتم به امام اين حرف را انتقال یافته كردم و امام فرمودند: «بِأيِّ ذنْبٍ». «به چه گناهي» مي خواهد اين كار را بكند؟ به عنوان نمونه يك فرزند صغير كه گناهي نكرده. ولي ما در كارهاي مان كه مي خواهيم منتشر كنيم از همين افراد يك غول مي سازيم. خب اين نگاه به افراد خيلي متفاوت هست. ما متاسفانه يك سري موارد را براي مصرف يك هدفي مي سازيم ولي آن طور كه مي خواهيم جواب نمي دهد.

باز يك جمله از امام دارم، وقتي تاريخ صدر اسلام را شروع كرديم به ساختن. خب در تاريخ صدر اسلام فقط حضرت رسول كه نبود. خلفا هم مطرح بودند. صحابه هم بودند كه بايد راجع به آنها اظهارنظر مي كرديم. رفتم پرسيدم راجع به اينها چه كنيم. امام فرمودند تاريخ را تحريف نكنيد و روايت كنيد و مراقب باشيد كه توهين هم نكنيد. خب اين راهگشا بود كه ما نگاه دقيقي به پرسشها داشته باشيم. ياد گرفتيم از اول تا آخر به هر كسي ده تا فحش بدهيم. بي بي سي و ديگران مستند تاريخي مي سازند ممكن است بخش هايي را هم ناديده بگيرند و تحريف كنند ولی هوشمندانه اين كار را مي كنند. ولی ما به گونه اي صحبت مي كنيم كه اثر مناسب را نداشته باشد.

اين حجم از برنامه هاي عقيدتي در دوره شما تا همين الان چه نتيجه اي داده؟ آيا مورد پسند مديران صدا و سيما بوده است؟

برنامه هاي مذهبي كه پخش مي شود بيشتر جنبه احساسي دارند. فرض كنيم كه به عنوان نمونه در ماه رمضان دعا و سخنراني پخش مي كنند يا در محرم مرثيه پخش مي كنند اينها بخشي ارزش برنامه هايي است كه بيش از آنكه اثر عميق داشته باشد بيشتر احساس مردم را به كار مي گيرد.

چيزي كه جنبه احساسي داشته باشد اثر دارد ولی اثرش زودگذر هست. جاهايي هم كه برنامه تغيير مي كند در جامعه بازتاب ندارد به عنوان نمونه شب احيا هر كسي به خودش مي گويد من توبه كردم. من نوعي توبه هم مي كنم ولی شما از توبه من خبر نداريد جامعه خبر ندارد. اين نوع پرسشها به اين دليل كمتر بازتاب اجتماعي دارد. بين خودش و خداي خودش نشسته و تصميم مي گيرد اشتباه نكند. رابطه ميان فرد و خدا را نمي توانيم به تصوير بكشيم آثار اجتماعي اش را نمي شود به اين راحتي ديد. البته برنامه هاي مذهبي تاثير هم دارد ولی چون تاثير فردي است قرار نيست قابل مشاهده باشد. تغيير عميق نيست و زودگذر است.

اگر از فرزند هاي نسل چهارمي بپرسيم كه راجع به تاريخ اسلام چه مي داني يا راجع به تاريخ معاصر چه مي داني، احتمالا اطلاعات چنداني ندارند در حالي كه صدا و سيما ادعايش اين است كه در اين باره برنامه موثر توليد كرده است.

شما تاريخ صدر اسلام را مثال مي زنيد ولي يك پرسش مي كنم شما سرود جمهوري اسلامي را از حفظ هستيد. الان واقعا از بسياري اشخاص بپرسيد سرود جمهوري اسلامي را بلد هستيد مي گويند نه. كشورهاي ديگر اينگونه نيست. من رفته بودم اكسپو در سوييس در سال ٨٥ ميلادي در يكي از اين مراسم ديدم يكي از صحنه هايي كه نشان مي دادند جمعيت مي رفتند در يك سالن سينما فيلم نشان مي دادند كه به عنوان نمونه در اين ٢٥ سال مي خواهيم چه كار كنيم. قبل از آن سرود ملي را مي گذاشتند واقعا من به هر كسي نگاه مي كردم همه داشتند با گريه مي خواندند ما حالا ببينيد احساس مان به سرودمان چيست. ماها كه نسل قبل از انقلاب هستيم سرود اي ايران را هم حفظ كرديم از بس كه در مدارس مي خوانديم. سرود جمهوري اسلامي رامن ساختم.

براي اصلاح رويكرد و واقع بينانه تر شدن رويكرد هاي صدا و سيما چه پيشنهادي داريد؟

ببينيد من مي گويم هر پديده اي زبان خودش را دارد. اگر با زبان خودش وارد شويم بيشتر تاثير مي گذاريم. نبايد به جاي استفاده از زبان هنر بيانيه بدهيم. برنامه هاي مذهبي ما هم همه ايستا و سخنراني هست. كدام يك هنري است؟ ولي تلويزيون اگر زبان هنر را نداشته باشد فايده ندارد. پرسش و جواب راجع به احكام اين يك كار راديويي است و اين نتايج روي اينترنت ديده مي شود.

شما مي بينيد سحرهاي ماه رمضان چهار، پنج تا شبكه سحر ماه رمضان برنامه دارند، اين شبكه ها بايد براي همه طيف ها برنامه داشته باشند ولی ندارند. ما مي گوييم كثرت در وحدت داريم. خب منِ نوعي مايل نيستم صداي فلان مداح را بشنوم حالا سحر ماه رمضان همه شبكه ها همان مداح هست. اين مخاطب را از دست مي دهد. چون جامعه متكثر هست، رسانه ملي بايد در استفاده اين موارد متكثر عمل كند.

ادامه اين روند ما را به كجا مي رساند؟

مردم نگاه نمي كنند. همين كه الان هست. هر قدر مردم را از رسانه ملي دور كنيم خصوصا در فضاي امروز در حقيقت ريشه خودمان را مي زنيم، مردم را هل مي دهيم كه بروند سراغ رسانه هاي ديگر. باز اينجا امام مي گفتند شما آن طرف جعبه ايد كاري كنيد كه مردم جلوي جعبه بنشينند. اگر برنامه داشته باشيم و كسي نبيند و نشنود كه براي در و ديوار فايده ندارد. ولی گويي الان داريم همين كار را مي كنيم.

وقتي گوينده زن پيام امام را خواند

حضرت امام تاكيد كرده بود كه پيامش را زن رياضي در تلويزيون بخواند.

عده اي از مراجع حتي مارش قبل از اخبار را مي بستند و مي گفتند حرام است.

امتياز بزرگ من اين بود كه حضرت امام با مشورت هاي ارزش كاملا حمايت و مواظبت مي كردند.

اعتماد

واژه های کلیدی: سريال | انقلاب | برنامه | اخبار فرهنگی و هنری


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz